۶ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۰۳:۱۷:۳۲

ادامه مطلب
۱ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۲۷:۵۷
 
 
 
 
لارستان يك ايالت

ادامه مطلب
۱ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۰:۴۰

هو الحق


شرحي مختصر بر  زندگاني امامزاده شهيد ، گنبد سبز (ع) لار :

و ديگر بار ، سخن از انساني است برگزيده .

انساني كه نه به تعبير شاعرانه ، بلكه به واقع ، قلم را ياراي توصيف او نيست .

او كه برتر از وصف ، برتر از انديشه و والاتر از جوهر كلام بود او كه به شگفتي شكوفيد و با معياري ديگر زيست و به گونه اي ديگر ماند و با حالتي برتر رفت .

انساني كه شكوه و استواري كوه ، نرمخويي و زلالي آب ، خروشندگي صاعقه ، گرمي آفتاب ، گستردگي درياها ، سادگي و صافي كوير و پاكي ملكوت خدا ، همه و همه را يكجا در وجود خويش داشت .

در خانواده يكي از فرزندان برومند امام سجاد (ع) بنام حسين ، حدوداً بعد از سپري شدن 146 سال از هجرت نبوي فرزندي ديده به جهان گشود كه به تبرك نام جد بزرگوارش او را علي خواندند .

دوران حيات آن بزرگوار را مي توان به دو بخش كلي تقسيم كرد : الف ) از بدو تولد تاسن 63سالگي     ب) از 63 سالگي تاشهادت (103سالگي )

از بخش اول دوران حيات آن حضرت اطلاع دقيقي در دسترس نيست بنا به شواهد و قرائن ، احتمالاً اين دوره در مدينه منوره و حجاز سپري شده است . عمر پر بركت و طولاني آن حضرت (قريب 103 سال) اين سعادت را نصيب ايشان كرد كه حياتش مصادف با دوران زندگاني امامان معصوم حضرت امام جعفر صادق (ع) تا امام حسن عسكري (ع) باشد . مهاجرت آن حضرت به سمت ايران احتمالاً به تبعيت هجرت امام رضا(ع) بسوي ايران بوده است . با انجام اين هجرت دومين دوره زندگي آن حضرت آغاز گرديد .

لارستان درآن زمان تحت سلطه اديان يهودي وزرتشتي قرار داشت .برخي از لارستانيها كه آوازه اسلام را شنيده بودند ، نيز در مذهب حقه تشيع نبودند . لذا بر آن حضرت واجب شد كه با سختي فراوان از حرم اجداد بزرگوارش دل كنده و جهت ارشاد مردم و ترويج تشيع رنچ سفر را بر خود هموار نموده و با خيل عظيمي از ياران و همراهان از مدينه بسوي لار هجرت نمايد.

گسترش تشيع در جنوب ايران از سواحل خليج فارس تا اصفهان آن زمان ، به زحمات آن حضرت و ياران صديقش وابسته است تا آنجا كه علاوه بر يارانش ، شش فرزند ذكوري كه از زهرا دختر عموي گرامي خود داشت بنام هاي حسين ، احمد ، علي ، موسي ، حمزه ، محمد جهت ترويج تشيع به اطراف لار فرستاده كه همگي در اين راه جان خود را از دست داده و به درجه رفيع شهادت رسيدند .

آن حضرت گذشته از شش فرزند پسر ، دو دختر بنامهاي فاطمه و زينب نيز داشت آن بزرگوار از حيان قدرت بياني برخوردار بودند كه باقوه استدلال و گفتگو حتي يهوديت ،كه مظهر سرسختي و لجاجت اند  تسليم شده و به مذهب علوي گرويدند لذا يكي از القاب ايشان معجزه كلام بود . آن حضرت گذشته از تبليغ دين به امر آباداني و دنيوي مردم نيز مي پرداختند و نيازمندان به آباداني و عمران شهر و پيرامون آن پرداخت و بناهاي زيادي از جمله مساجد ، آب انبارها، قنوات و غيره از خود به يادگار گذاشت .

آن حضرت درك كاملي از جمعه و جماعت داشته وتاكيدي وافر بر ايجاد جماعت داشت تا آنجاكه در عين كهولت سن و با وجودي كه از عمر شريفش بيش از يك قرن سپري شده بود (103سال ) همواره رهبري جمعه و جماعت را به عهده داشت .

بعد از اينكه آن حضرت 40 سال در لار اقامت نمودند و زحمات و مشقات فراواني را متحمل شدند ، در نماز صبح پنجم شوال سنه 249 هجري قمري هنگامي كه سر مباركش از سجده دوم جهت سلام برداشت جلادي خون آشام شمشير خود را از ينام بيرون كشيده ، بر پيكر منورآن بزرگوار وارد ساخته و همچون جد بزرگوارش مولا علي (ع) در محراب عبادت به فيض شهادت نائل آمدند .

پيكر مطهر آن بزرگوار با عزت و احترام خارج از وصفي در كنار كوه اژدها پيكر در مسجدي كه در محراب آن به لقاء حق شتافته بود ، دفن شد . آن شخصيت بزرگوار بيش از يك قرن به اسلام و مسلمين خدمت نمود و تشيع شدن ناحيه جنوب كشور به ويژه از سواحل خليج فارس تا نواحي اصفهان به زحمات آن مولا و يارانش وابسته است ، لذا بر ما واجب است كه همواره نام و ياد آن حضرت را در خاطره ها زنده نگه داريم و بر سر زبانها جاري سازيم .

نوشتار فوق كلاً برگرفته شده از سنگ نوشته اي است كه بطور معجره آسا در هنگام بازسازي حرم مطهر آن حضرت در هفدهم بهمن ماه 1377 مطابق شوال المكرم 14 كشف شد ، كه بر روي آن 14 بيت شعر نوشته شده و دور تا دور آن از ضخامت نيز به نثر  اطلاعاتي در باره آن حضرت نوشته شده است .

تاريخ اين سنگ نوشته ،972هجري قمري است و شاعر اشعار ، سيد معين الدين بوده اند و ذكر شده كه اصل مطلب از سنگ نوشته اي ديگر كه اشعار روي آن عربي و در وصف آن حضرت بوده گرفته شده است حال اين سنگ نوشته كجاست الله اعلم . اما كارشناسان در مورد علل مخفي بودن چنين سنگ نوشته اي تاكنون دلايل متعددي ذكر نموده اند كه قابل قبول ترين آنها مربوط به جريان حمله اشرف افغان به لار و مقاومت لاري ها به رهبري سيد عيسي و گرفتن تلفات از افاغنه مي دانند اما الله اعلم .

ادامه مطلب
۱ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۷:۳۵


به نام خداوند دستگير             حكيم خطا بخش پوزش پذير


كليه مطالب بخش ضرب المثل هاي لار ، از كتاب لار شهري به رنگ خاك نوشته محمد باقر وثوقي گرفته شده است.

ضرب المثل ها يكي از اركان اصلي هر زباني است كه دقت و كنكاش در آن موجب شناسائي فرهنگي , اخلاقي صاحبان آن مي باشد . گويش لاري همانند بسياري از زبانهاي رايج داراي ضرب المثل هائي است كه از يك طرف با تاريخ قومي و نژادي و از سوي ديگر با خصوصيات فرهنگي , محيطي آن ارتباط تنگاتنگي دارد. در جاي جاي ضرب المثل هاي لاري روحيه تا جرمآبانه , عسرت و سختي روزگار , بي آبي و تشنگي, غريب پرستي افراطي , يكرنگي و بي ريائي , تلاش و قناعت موج ميزند كه همه آنها معرف محيط فرهنگي , اجتماعي مردمانش است . متاسفانه به دلايل گوناگون اين گويش شيرين كه آخرين بازمانده هاي زبان پهلوي در جنوب ايران است , روزبروز به دست فراموشي سپرده شده و همراه با پير زنان و پير مردانش به دل خاك سپرده مي شود . يكي از عوامل عمده چنين افولي را ميتوان تناقض و دوگانگي بافت شهري دانست . چه پس از زلزله خانمانسوز ارديبهشت 1339 در 5 كيلومتري لار , شهري با بافت جديد ساخته شد كه اگر چه به دليل پيش بيني هاي لازم , قابليت استقامت در تكانهاي طبيعت را دارد و اما ساختار شهري آن توان حفظ و نگهداري گويش لاري را نداشته و تفاوت بارز در تكلم مردمان اين دو شهر كه از يك پيكره جدا شده اند هم اكنون به خوبي روشن است . مطالعه بر روي اثرات تخريبي بافت جديد شهري بر گويش لاري , موضوعي است كه تا به حال كسي بدان نپرداخته و از حوصله اين مقال بيرون است . عامل ديگر را ميتوان در خود ناباوري و تواضع و فروتني بيش از افراط آميز مردمان خونگرم اين سرزمين جستجو كرد . سير قهقرائي استعمال گويش لاري پس از گسترش سيستم هاي جديد آموزش شدت روزافزوني يافت . تا جائيكه هم اكنون بسياري از مردم لارستان – خصوصا در شهر جديد- فرزندانشان را وادار به تكلم زبان فارسي مي كنند . غافل از اينكه گويش لاري پيكره اي سره از زبان فارسي است و بحرئت ميتوان گفت كه اگر سعدي و حافظ با لهجه شيرازي در ميان اين شهر سخن مي گفتند , درك گفته هايشان براي ما بسيار راحت و آسان ميبود , و و مشتاقان ميتوانستند با همين گويش لاري هم كلام سعدي و حافظ باشند .
1- هر چه فُحش آدَاِش دو تا پوسه گردو پُر نابو (( هرچه فحش دهي دو پوست گردو پر نشود ))
Arče Fooš Ădaeš dotā püsse Gerdü por nābü
كنايه از بيهودگي فحاشي است
2-اَز خَنَه گم شَز گِل اَكَند {از خَنَه كَپ شز گل اكند }
Az xana gam šaz gel akand
از خنده روده بر شدن

ادامه مطلب
۱ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۲۱:۳۳

به نام خداوند جان آفرين

حكيم سخن در زبان آفرين

خداي را سپاس مي گويم كه مرا توان انديشيدن آموخت و به من نيرويي عطا فرمود تا در جهت نشان دادن زبان يا گويش لاري و مادري ام گامي هر چند ناچيز بردارم.

حقير بدين علت تحقيق پيرامون گويش لاري را برگزيده ام تا علاوه بر احساي گويش لاري، و شناخت آن به ديگران هم به عنوان يك تكليف ادا گردد و هم بر دامنة اطلاعاتي خودم در اين زمينه افزوده گردد. چرا كه هجّي كردن كلام با قلم شور و نشاطي ديگر دربردارد و ذهن آدمي را تا دوردست انديشه ها به پرواز در مي آورد و آدمي از خود حسابي ديگر مي برد و وجود پرارزش استاد را هم چون چراغي مي داند كه مي داند كه مي تواند با اتّكا براين نور، فراسوي تاريكي ها را ببيند و بار سنگين وظايف را به سرمنزل مقصود برساند.
پيشگفتار

به شهر  كجاران  به  درياي پارس

تو گويي  به  بالا و  پهناي  فارس

يكي  شهر  بد تنگ  و  مرم  بسي

ز كوشش بدي خوردن هر كسي

پژوهشكران زيادي باب تحقيق در گويش لارستاني باز كرده اند. امّا هيچكدام اعم از ايراني و خارجي نتوانسته اند آنچنانكه در خور اين گويش است سخن برانند و حق مطلب را ادا كنند. چرا كه هيچ يك از آنها به آثار مكتوب و معتبري از اين گويش كه اصل و نَسَب آن را شناسانده دسترسي پيدا نكرده اند.

مطالعه و تحثيث در زبان هاي محلي يكي از ضروريات شناسايي دقيق زبان پارسي است و اين امر در وهلة اوّل بر عهدة گويشوران آن مي باشد. در اين تحقيق كه پيش روي شماست سعي شده است هر چند با بضاعت اندك و توشة امّيد، در جهت روشن شدن گويش لاري تا آنجا كه در توان است اقدام شود. امّا اين گويش شيرين كه آخرين بازمانده هاي زبان پهلوي در جنوب ايران است، روز به روز به دست فراموشي سپرده شده و همراه با پيرزنان و پيرمردان به دست فرالموشي سپرده مي شود.

گويش لاري پيكره اي ،  از زبان فارسي است و به جرأت مي توان گفت: اگر سعدي و حافظ با لهجة شيرازي در ميان اين شهر سخن مي گفتند، درك گفته هايشان براي ما بسيار راحت و آسان مي بود و مشتاقان مي توانستند با همين گويش لاري، هم كلام سعدي و حافظ باشند.

« زبان سواحل صميوره، سوباره، تاند و ديگر شهرهاي ساحلي، لاري است و ديارشان منصوب به درياي مجاور است كه لاروي نام دارد (مسعودي مورخ اوايل قرن چهارم هـ .ق )پاية اصل زبان لاري از مجموعة لغات سنتي تمام ايران تشكيل مي شود. در ميان انبوه نوشته هاي تاريخي، فرهنگي، جملات فوق نخستين و آخرين آثاري است كه واژة لاري ما را در خود ثبت كرده اند

با اين حال مالچانوا زبانشناس روسي معاصر آخرين محققي است كه دربارة لار و لهجه هايش دست به قلم برده است. نامبرده از اولين پژوهشگراني است كه واژة (زبان) را براي لاري به كار مي برد.

گويش لاري خصوصيات مشابهي با زبان هاي هم گروه شمال غربي دارد. (كردي، آبدري، سيوندي، بلوچي) اما خود، سياق زبانشناختي ويژه اي دارد.

وسعت جمعيتي و جغرافيايي كاربرد گويش لاري و داشتن بيش از هشت لهجة (فرامرزاني، خنجي، اِوزي، گراشي، فيشوري، وزاغي، بيخراي، بستكي) و ارتباط تنگاتنگي با لهجه هاي بندري (كلية بنادر در استان ساحلي و بوشهر) و قشمي ـ لاركي ـ كوفراري ـ خارگي ـ تا آنجا كه مي توان آنها را از لهجه هاي لاري دانست، اين گويش را از اهميت بسيار زيادي در زبانشناسي ايران برخوردار كرده است.

والسـلام


ادامه مطلب
۱ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۱۳:۲۷
ب: افعال متعدي:       «شناسه پيشين (الف)  +  مصدر(حذف اَ)  +  اِز  +  فعل معين بودن»



خِلِدَه

اُمخِلِدِزبُده                 مَخِلِدِزبُده

اَتخِلِدِزبُده                  تُخِلِدِزبُده

اُشخِلِدِزبُده                شُخِلِدِزبُده

1-10

ماضي ابعد مستمر

الف: افعال لازم           «نشانة استمرار اَ +  مصدر(با حذف اَ) +  اِز  +  فعل معين بودن»

خَتَه

اَخَتِزبُسِّم                    اَخَتِزبُسَّم

اَخَتِزبُسِّش                  اَخَتِزبُسّي

اَخَتِزبُده                     اَخَتِزبُسِّن



ب: افعال متعدي        «شناسه پيشين «ب» +  مصدر (حذف اَ)  +  اِز  +  فعل معين بودن»

خِلِدَه

مَخِلِدِزبُده                  مُه اَخِلِدِزبُده

تَخِلِدِزبُده                  تُه اَخِلِدِزبُده

شَخِلِدِزبُده                 شُه اَخِلِدِزبُده

1-11

ماضي التزامي

الف: افعال لازم:          «مصدر(حذف اَ)  + اِز  +  فعل معين بودن

خَتَه

خَتِزبِم                                       خَتِزبَم

خَتِزبِش                                     خَتِزبي

خَتِزبو                                        خَتِزبِن



ب: افعال متعدي        «شناسه پيشين (الف)  +  مصدر(با حذف اَ)  +  اِز  +  فعل معين بودن»

خِلِده

اُمخِلِدِزبو                   مُخِلِدِزبو

اُتخِلِدِزبو                    تُخِلِدِزبو

اُشخِلِدِزبو                   شُخِلِدِزبو



2- كلمات مشترك در لاري و محلي شيرازي

در اينجا به نقل چند كلمه در زبان لاري و محلي شيرازي مشترك است مي پردازيم:

1- بطور نامنظم واكه «اَ» در گويش لاري و شيرازي بجاي «آ» در فارسي مي آيد:



نَم                             جَمَه                          كَـر                           مُروَري                      مَهي

دِرَزي                        پَـرَه                          بَريك                        بِـش                         بَـر



2- بطور نامنظم واكه «اِ» در لاري و شيرازي بجاي «اي» در فارسي مي آيد:

پِش                           لِش                           بِش                           بِشتَر                         بِـمِر

رَخـسِدَه





3- واكة «آ» پيش از ياءِ اضافه در فعل امر مي افتد و ماقبل آن مفتوح مي شود.

جَي تو                                                       سَرَي تو



4- «ان» [بجز موارد جمع] در مشابه فارسي، در شيرازي و لاري به «او» تبديل مي شود و در هر دو گويش در حالت اضافه «ن» حذف نمي شود و «او» به «اُ» تبديل مي شود:

اَرزو                          زَبو                            جو                            نو                             آسَمو



5- در شيرازي «ن» مصدر حذف شده و ماقبل آن مفهوم مي آيد:

در لاري «ن» مصدر حذف شده و ماقبل آن مفتوح مي آيد:

بُردَه                         كِردَه                        خَردَه



6- بطور نامنظم در هر دو گويش گاه بجاي همخوان «ق» همخوان «خ» بكار مي رود:

رخص                       نخش                        وخت

7- واكة «اِ» در لاري و شيرازي بجاي «اين» نشانة اشاره مي آيد:

8- بطور نامنظم هم خوان «و» در لاري و شيرازي بجاي (ب) در فارسي مي آيد:

ودي                         خَو                            وَجَي

9- در لاري و شيرازي نشانه مفعول واسطه وجود ندارد و با شناسه هاي پيشين و پسين مفعولي استعمال مي شود. جهت اطلاع بيشتر به بخش شناسه ها در صرف فعل گويش لاري مراجعه نمائيد.

10- بطور منظم در لاري و شيرازي بجاي هم خوان ها (ب ـ پ ـ ف) واكه تركيب اَو        مي آيد:

كَوش                        بِنَوش

11- همخوان »ك» مفتوح در لاري و شيرازي براي استفهام از زمان مي آيد:

(كه)



12- همخوان (ك) مفهوم براي استفهام از مكان در هر دو گويش مي آيد:

كُه (لاري و شيرازي) به معناي كجاست

13- همخوان (ك) مكسور بجاي (چه كسي) در فارسي است:

كِه (لاري و شيرازي) به معناي چه كسي است.

14- واكة (او) در فارسي، در هر دو گويش به (اُ) تبديل مي شود:

رُز                             بُي                            رُي

15- اجزاي پيشين [o ـ u ـ a] در هر دو گويش براي صرف فعل در وجوه امري بكار مي رود.

آبَن                           اَجابيا                        اُنِس                          اوخَن

16- در هر گويش لاري و شيرازي، صرف فعل در زمان گذشته در مقوله لازم و متعدي صورت مي پذيرد:

اُشخَه                        اُمدي                        اُمكِه



ادامه مطلب
۳۱ تير ۱۳۸۹ ساعت ۰۳:۳۹:۴۷

بسم الله الرحمن الرحيم

 با تشكر وقدرداني خدمت كلييه ي كساني كه از اين وبلاگ بازديد كرده ونظرات محترم خود رابيان نموده اند وبا عرض معذرت كه تا مدتي نتوانسته ام اين وبلاگ را به روز كنم چون من بيشتر علاقه مندم كه مطالب وبلاگم را خودم نوشته تا آنكه اين مطالب را از مكان هايي وارد وبلاگ كنم البته هنوز آنطور كه بخواهم عكس ها يي از لارستان كهن در اختيار من قرار نگرفته كه در وبلاگ قرار دهم ولي سعي مي كنم كه اين وبلاگ تا آنجا كه بتوانم براي دوستان گرامي خسته كننده نباشد خوب بلاخره روزگار دانشجويي است وهزار درد سر دوستان گرامي در مورد آثار تاريخي لار و باسازي ومرمت آن ها گفته وخواستار نوشتن مطلبي در اين باره شده بودند آري اين حرف دل من نيز هست ولي به قول معروف مگين كو گوش شنوا اولين مورد از مشكلات 1-در لارستان بزرگ هنوز سطح فرهنگ سازي به آن حدي كه بايد برسد نرسيده است مي گوييد نه يك مثال بسيار بارز براي شما مي آورم شما در خيابان در حال رفت وآمد هستيد فردي را در نظر بگيريد كه يك نوشيدني از مغازهاي خريده  ودر حال نوشيدن است ناگهان نوشيدني تمام شده وقوطي آن را در خيابان يا جوي آب مي اندازد در حالي كه مي تواند آن را در سطل آشغال بيندازد البته من تمام ملت لارستان را نمي گوييم چون خودم شخصا اين موضوع را رعايت كرده وهميشه به دوستانم گوش زد مي كنم به قول معروف گونه اي امر به معروف مي كنم و...


ادامه مطلب
۲۱ تير ۱۳۸۹ ساعت ۰۵:۳۰:۵۷

بسم الله الرحمن الرحيم

سيدي كه نامش را تاريخ بر قلب خود حك كرد

امروزه بر هر كوي وبرزن كه پاي بگذاري وبخواهي از دليري هاي ولايت لارستان بداني ابتداي هر گفته يا هر سخني از دليري هاي سيدي مي شنوي كه نام اوحتي نام آشناي بيگانگان و متجاوز است وروحي به بلنداي نام خود داردآري اين سيد كسي نيست جز سيد بزرگ لاري((سيد عبدالحسين لاري)).مرحوم حاج سيدعبدالحسين با القابي چون  لاري- نجفي-شوشتري- مجتهد وموسوي در  شب جمعه سوم ماه صفر(1264 )هجري قمري در نجف اشرف به دنيا آمد ايشان دزفولي الاصل بوده ونسب او به عارف نامي ((ركن الدين دزفولي))مي رسد(ركن الدين دزفولي((شاه ركن الدين))كه بقعه وساختمان مقبره ي او به دستور امير تيمور گوركاني ساخته شده در دزفول مي باشد به دليل انتساب به ايشان بعضي ازنوادگان سيدعبدالحسين هم اكنون نام خانوادگي ركني بر خود نهاده اند و از اين طريق به حضرت حمزه (ع)فرزند بزرگوار امام موسي كاظم(ع)نسب مي برند پدر سيد از روحانيون نجف بوده ودر شجاعت معروف تا آنجا كه جگ او را با  شير به صورت افسانه اي بيان كرده اند والدهي ايشان نيز از خانوادهي روحاني معروفي بوده كه بزرگان آن خاندان در همدان مر جعيت روحاني داشته اند پدر سيد 6 پسر ودختر داشته كه سيد بزرگترين فرزند ايشان محسوب مي شده است

طبق اطلاعات موجود در كتاب ها ايشان در سن20 سالگي به درجهي اجتهاد نايل آمده اند سيد به دليل مبارزه گري هاي سرسختانه وبدون سازش با هيچ يك از جناهاي قدرت مشهور ومعروف بوده است مها جرت او به لارستان در حدود چهل سالگيصورت گرفتهوخود از انگيزه ي مهاجرت و مبارزاتي كه در پيش داشته اطلاعاتي داشته است.البته استاداني كه سيد

داشته نيز بر تفكرات سياسي ومذهبي ايشان تا ثيراتي داشته اندكه پنج تن از مهمترين ها را نام مي بريم سيد محمد حسن شيرازي معروف به ميرزاي شيرازي-محمد حسين بن هاشم الكاظمي-محمد بن باقر معروف به فاضل ايرواني وشيخ لطف

الله مازندراني وشيخ حسين قلي همداني معروف به آخوند همداني.از ميان همه ي استادان سيد چهره ي دو تن بيش از همه جلب توه مي كندميرزاي شيرازي وآخوند همداني زيرا مبارزات سياسي زيادي داشته اند


ادامه مطلب
۱۴ تير ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۵۴:۲۱
بسم الله الرحمن الرحيم

ميخواهم از لارستان بگوييم لارستان همان شهري است كه قدمت تاريخيش روزي زبان زد خاص وعام بود ولي نميدانم از كجا شروع كنم زيرا از هر جا شروع كنم باز از اين درياي عميق و گسترده بخشي از آن ناگفته ميماند. امروز حتي به ميراث فرهنگي نيز رفتم ولي متاسفانه نتوانستند مرا راهنمايي كنند .آنها نيز كه به حساب خودشان در يك اداره ي دولتي و براي حفظ ميراث فرهنگي اين ديار كهن هستند نتوانستند اطلاعاتي در اختيار من قرار دهند براي مثال من از آنها نامهاي قديمي لارستان را پرسيدم ولي آنها نيز نمي دانستند

حال به حول وقوه ي الهي وبا توجه به اين جمله كه هر كاري را بايد ازجايي شروع كرد من كار خود را آغاز مي كنم و با توجه به آثار.كتاب ها وصحبت هاي افراد محلي قديمي اين وب لاگ را به روز خواهم كرد تا حداقل چيزي باشد كه محل زاد گاه خود را بتوان تشخيص داد متاسفانه ما امروز در خارج از ميدان ايستاده ايم ومي گوييم لنگش كن

حال فرد بايد چه چيزي را لنگ كند.چند نفرپي گير كاري مي شوند وعده اي انبوه ايستاده و مشاهده مي كنندكه حاصل ان كار چه خواهد شد.شما هم بياييد واين چند نفر كمك كنيد نه اينكه آيه ي ياس خوانده وباعث نااميدي آنها نيز شويم.

آيا تنها براي آشوب كردن ودادزدن وبيهوده وقت گرانبها را هدر دادن حاضر هستيد كه به طور قطع مي توان گفت كاري از پيش نخواهد رفت .امروزه در اين دنيا تنها از روي علم واطلاعات صحبت كردن مهم مي باشد نه اينكه بدون علم

صحبت كنيم و جاروجنجال راه بيندازيم.ابتدا ما بايد براي شهرستان خود تلاش كرده تا آن را از لحاظ سطح فكري وفرهنگ سازي بالا ببريم وآن موقع كه فهميديم شايستگي استاني وساير موارد ديگر را داريم جنجال بر پا كرده وتا حق خود

را نگيريم از پاي ننشينيم اكنون براي شما مثال هايي ذكر ميكنم وخواهشمندم آنها را امتحان كنيد و بعد از آن پاسخ ها ونظرات محترم خود را براي من ارسال كنيد براي مثال شما به يك اداره وارد شده و كار خود را مطرح ميكنيد در درجه ي اول اگر شخصي را بشناسيد كار شما به راحتي هر چه تمام تر انجام مي پذيرد ولي اگر هيچ آشنايي نداشته باشيدبطور قطع كار شما ماه ها طول خواهد كشيد و.....................................

يا ميتوان درباره ي اين همه آثار تاريخي كه در شهرستان ما در حال خراب شدن وپوسيدن ميباشند صحبت كرد ديگر شهرها يا استانها نيز شايد از لارستان كهن خيلي كمتر آثار تاريخي داشته باشند ولي ميزان توريست و بازديدكندگان

آن ها بيشتر مي باشد يك نكته بسيار مهم اگر توريستي بيايد ودر مورداين آثار گرانبها از ما(شهروند لارستاني) سوال كند چند نفر مي توان پاسخ گوي او باشيم واو را در اين ضمينه راهنمايي كنيم من فكر مي كنم اگر اغراق نكرده باشم جز عده اي معدودي حتي به انها توجه نكرده واز كنار اين امر مهم به آساني گذرمي كنيم ما چيزي كم نداريم حتي فرودگاه بين المللي ما از خود استان پيشرفته تر است چرا ما نبايد ضمينهاي براي گردشگري در لارستان داشته باشيم؟

مطلب ديگر اين كه در اين شهرستان بزرگ تنها منتظر يكديگر مي مانيم وجرئت انتقاد هاي سازنده را از مسئولين نداريم چرا نبايد ما از مسئولين محترم در مجامع عمومي در مورد كارهايشان از آنها سوال كنيم؟ وچرا نبايد آنها بازگوي ما

نباشند؟و.....................خوب اگر بخواهم صحبت ها را كشدار كنيم سر از ناكجا آباد در خواهيم آورد حال مي رويم سر موضوع اصلي يعني لارستان كهن كه تا چند روز آتي مطالب قابل توجهي را در اين وب لاگ قرار خواهم داد

البته شايد بعضي از اين مطالب زياد شنيده باشيد ولي سعي مي شود در حد توان خود مطالب متنوع باشند در آخر از كلييه ي عزيزاني كه ميتوانند اطلاعات جامعي در اختيار ما قرار دهند با آغوش باز ازآنها استقبال كرده تا بتوان اين ديار كهن را بيشتر معرفي كنيم.


ادامه مطلب
[ ۱ ]